صفحه اصلی
    درباره من
    آرشيو وبلاگ
        تقديم به آنکه مردانه ايستاد
        اماما ...
        آرام جان ...
        الکی ...
        22 بهمن
        زاهد پير خدا...
        سبز يعنی ...
        رستگاری در 13 آبان ...
        دريای طوفانی ...
        هوس های پاييزی...
        می روم تا ...
        پدر ...
        رفيق ...
        اميد ...
        طاقت بيار رفيق ...
        ما ...
        تبريک !؟!
        26 خرداد
        وارث ...
        علی ...
        گرگ های درنده ...
        نويد پيروزی ...
        ميرحسين موسوی
        ويرانی ...
        نوروز ...
        ديوانه ...
        آدمک
        صبر ايوب ...
        دست های ناتوان ...
        دست های سرد ...
        يک سال گذشت ...
        يکم بهمن ...
        کاغذ مچاله ...
        اسطوره ...
        حمايتت ميکنم !!!
        شب برفی ...
        آب يخ !؟!
        کاراگاه و پيرمرد رسوا ...
        رت باتلر ...
        دادگاه ...
        بچه برو بگير بخواب !
        بی عنوان
        يخ زده ...
        شب زده ...
        ما رگبار را ميخريم
        گل پونه ...
        اصلاحيه
        دموی آلبوم رگبار 2
        بهار ...
        فاشيستم ...
        مهندس مقيمی
        نجات ايران !
        چيزی بگو
        دموی آلبوم رگبار
        دنيای نامرد
        يه عشق شکلاتي
        برج
        من بی تو
        بارون ...
    لينک دوستان
        يک معلم
        نابخشوده
        گزارش هاي یک معلم
        تنبان قرمزی
        رسواترين عاشق
        غزل حضرتی
        سميرا مفتخر
        وکيل مدافع انسان
        کوچه های تنهايی
        ذهن سفيد
        اندکی صبر

  

جنبش راه سبز

 

   رستگاری در 13 آبان...

 

به نام پروردگار آزادی, خداوند آزاد.

13 آبان 1381 به خاطر فرياد زدن شعار "آزادی انديشه - هميشه هميشه" بازداشت و از مدرسه اخراج شدم, همه به بچه ی 15 ساله ی دبيرستانی گفتن بزرگ که بشی پشيمون ميشی.

7 سال گذشته و من 7 سال بزرگ تر شدم, اما چرا پشيمون نشدم؟؟؟

فردا, پس از 7 سال, مصمم تر از 13 آبان 81 باز هم فرياد خواهم زد.

برای بازپس گيری رای دزديده شده, وطن و آزادی انديشه.

برای آزادی آفرينندگان 13 آبان, برای پاس داشت خون به ناحق ريخته شده ی برادران و خواهران شهيد.

می روم تا رستگار شوم.

به اميد پيروزی

 

  لينک ثابت   نظر بدهيد - 16 نظر   تعداد بازديد : 2318 بازديد

 

نظرات

edris : با اینکه مطلبم زیاد شد امیدوارم زیاده گویی نکرده باشم و در آخر به خلاصه داستانی بسنده می کنم : در زمان آیت الله بروجردی بزرگ یکی از شاگردان وی که همه حتما اسمش را میدانیم ( نواب صفوی ) ؛ وقتی در زمانی از کارهای رضا شاه خیلی عصبانی بوده به شیخ اعلام می کند که ای شیخ شما که طرفداران زیادی دارید حرفتان حجت است چرا بر نمی خیزید تا حکومتی درست کنید و شاه را بر جای خود بنشانید ؟ شیخ در جواب می گوید : زمانی که شاه با مردم به درگیری بپردازد از اسلحه و باروت استفاده می کند ولی وای بر روزی که من ( آیت ا... ها ) بر سر قدرت باشیم ، که همانا سلاحمان همان دین مردم است که بر جانشان خواهیم انداخت .

edris : اگر ممکنه چیزی رو می خوام بگم در جواب خانم مریم ولی در تکمیل و تصحیح حرف آقا سعید . من و تعداد زیادی از کسانی که با من هم عقیده هستند دشمنمان را شناخته ایم. دشمنی که راه ما را از امام زمان جدا می کند . مگر امام زمان چیزی جز رسول باطنی افراد و آگاهی آنان است که سیر تکامل در زندگی را فراخوان می کند ؟ پس دشمن همان جهل و خودخواهی و استبدادی است که نه فقط به دست حاکمان ایران بلکه در خیلی کشورهای دیگر وجود دارند ، حال بعضی کشورها این ظلمت و تاریکی دولتی است و در جاهایی دیگر به صورت خود سر که با استفاده ی تبلیغات سوء این کار را انجام می دهند . دشمن ما کسانی هستند که با دگم بودن و محدود کردن مردم در عقاید و افکار تنگ نظرانه ی خود بر عدم رشد و تولی و پویایی آنان صحه می گذارند و چه بسا این کار وقتی قبیح تر می شود که با نام دین صورت می پذیرد و آنان از عقاید مردم برای سرکوب امیال مردم استفاده می کنند و به نظرم در جایی که لااقل برای گمراهی مردم هزینه های مادی می کنند این امکان را به مردم می دهند که باز هم خودشان تصمیم نهایی را بگیرند ولی وقتی این جریان دینی شود ....

بنفشه : آفرین عزیزم. موفق باشی

نوشین : سلام وبلاگم رو آپ کردیم ببین حتما نظر بزار

nilofar_tanha_boghz : bazam eyval

غزل : ممنون اومدی پیشم

غزل : زندگي به مرگ گفت: چرا آمدن تو رفتن من است؟ چرا خنده ي تو گريه ي من است؟ مرگ حرفي نزد! زندگي دوباره گفت: من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي مرگ ساکت بود زندگي گفت: رابطه ي من و تو چه احمقانه است! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، شور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش مي داد زندگي فرياد زد: ديوانه، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت: تا بفهمي که تو و ديوانگي و عشق و حسرت چه بيهوده ايد ...

سارا : یه چیزی به مریم خانم بگم حال که تا اینجا اومدم. شما لطفا دلتون برای خودتون بسوزه، ما و بقیه جوان های کشور راهمون رو درست انتخاب کردیم. یادتون باشه که شناخت حقیقت و دنباله روی از اون احتیاج به یک نگاه دقیق و خردمندانه داره که ............... در ضمن یادتون بندازم که هزاران تن از اساتید و نخبگان کشور از حامیان جنبش سبز هستند، و اکثر این افراد بالای 40 50 سال سن دارند، پس بدونید این یک انتخاب هوشمندانه است و از سر تعقل نه از روی احساس در مورد مدرک هم باید به شما بگویم چه مدرکی از این محکمتر که ما فقط اعتراض کردیم و به جای گرفتن جواب قانع کننده جوانهایمان را کشتند و اسیر کردن و به آنها تجاوز کردند. شده تا به حال در مدرسه یا دانشگاه به نتیجه خود اعتراض کنید و به جای جواب از استاد خود سیلی و کتک بخورید؟؟؟؟؟؟ یادتان باشد ما فقط شک کردیم انها مارا به یقین رساندند. بیشتر بیندیشید

سارا : سلام دلم تنگ شده بود برای وبت

قاسمي : درود بر سعيد پساپس سيزده آبان رو بهت تبريک ميگم - ثبت سفارش مثنوي يادت نره **

نوشین : سلام سلام سلام خوبی؟ www.aloneinthedark7.blogfa.comاین وبلاگ جدیدمه ببین . ممنون میشم

نوشین : سلــــــــــــــــــــــــام سعیـــــــــــــــــــــــــــــد خوش حالم آپ کردی. موفق باشی

نرگس محمدی http://www.observation.blogfa.com/ : سلام. خیلی خوبه. اینکه بازم ازحقتون دفاع می کنید. منم طرفدار حقم. راستی به روزم با اولین سالگرد پر پر شدن عزیز دلم. ممنون میشم سر بزنید.

فاطمه : آقاي قاسمي ، شما روز 13 آبان ديديد که تنها نيستيد.ما بيشماريم.

سعيد قاسمی : در جواب شما بايد بگم دشمن من آمريکا نيست, بلکه دشمن من اون بسيجی بی ناموسيه که بدون دليل زن و دختر مردم رو با باتوم کتک ميزنه, تا شايد عقده های جنسيش (اگر نظريه های فرويد رو خونده باشی برات قابل درکه) رو تخليه کنه. دشمن من صدا و سيمايی است که به شما دروغ ميگه. مشکل شما نديدن حقيقت با چشماته. رفتار اين مزدور ها از صهيونيست ها با فلسطينی ها هم بدتره.

مریم : دلم برات میسوزه.واقعا میسوزه.برا تو وهمه جوانان کشورم که اینگونه با احساساتشان بازی شد.آن نامردها از اول هم میدانستن در یک انتخابات آزاد رای نمیارن ولی به شما جوانان آرمان گرا وعده های پوچ دادند و القا کردند که پیروزید و اگر نه تقلب شده.آنقدر روی این موضوع تاکیید کردند که وقتی فردای انتخابات گفت تقلب شده.بی هیچ مدرکی و دلیلی حرف او را پذیرفتید و زمین وزمان را دروغگو خواندید چون با شما موافق نبودند.شما گردنگیرانه هنوز پس از چند ماه روی ادعای مضحک یک فرد پافشاری میکنید .اما عزیز دلم!جوان خوب و باشعور مملکتم برگرد به آغوش مردم کشورت برگرد .بخدا همه ما نگران منتظر بازگشت توایم.من نمیگویم احمدی نژاد یا هرکس دیگر فرشته نجات است ....اما حداقل امتیازش بر آنها اینست که دشمنان همیشگی ما حمایتش نمیکنند .و خیلی تفاوتهای دیگر که کافیست کمی تعصب را کنار بگذاری و منصفانه مقایسه و قضاوت کنی.دست خدا به همراهت.میدانم بالاخره بر میگردی اما نگذار دور شود...

نظر شما

نام شما :

نظر شما :

 

All right reserved by Saeid Ghasemi - Copyright 2008